مثنوی

از چشم تو افتادم

از چشم تو افتادم

از چشم تو افتادم اثر جدید صفا وهابی سردی، شبیهِ فصلِ پاییزی بارانِ من دیگر نمی ریزی بارانِ من دل بسته ام کردی من را فقط وابسته ام، کردی وقتی که از دنیام دلگیری حالا که از دنیای من سیری حرفی نداری،ساکت و سردی ایکاش میشد…کاش برگردی هرچند از دستِ تو دلگیرم با روزهایم، با تو در گیرم گفتی نمیخواهی، نمی مانی از عشق، تو چیزی نمیدانی صدبار با بوسیدنت مُردم آرام در پیراهنت ، مُردم این زندگی را ، با تو میخواهم دلبستگی را ، با تو میخو...

ادامه مطلب

تنهایی بی درمان اثر جدید محسن اکرا

تنهایی بی درمان اثر جدید محسن اکرا

تنهایی بی درمان اثر جدید محسن اکرا جرعه جرعه درد را می نوشم و بر من طبیب با نگاهی مضطرب می گفت از دردی غریب گفت این درد از طبابت ها گذشت ای بی نوا گفتم این درد از هزار درمان شیرین تر مرا گفت با این درد چون گل در بهاری مُرده ای گفتم از این شوکران در روزگاران خورده ای؟ گفت با هر جرعه اش صد زندگانی می رود گفتمَش صد زنده بودن رفت و آنی می رود مرهمی باشد به درد من زِ قانون شفا من به دنیایی طیبیم تو کجا و من کجا دیر وقتی بوده در این جامعه ب...

ادامه مطلب